سفر به قشم به جای مشهد
روز سه شنبه وقتی رضا اومد دنبالم که از اداره بریم خونه یه دفعه بی هدف گفتم فردا که تعطیله اگه فقط پنجشنبه را مرخصی بگیری این 3 روز را بریم قشم .باورم نمی شد اما رضا قبول کرد شاید به این دلیل که می خواست کمی از ناراحتی من را کم کند .سریع وسایل را جمع کردیم ویکسره به سمت بندر رفتیم آخرهای شب بود که رسیدیم .تقریبا خیس آب شده بودیم .تا حالا تو این فصل بندر نرفته بودیم صبح روز بعد به سمت قشم راه افتادیم پیش خودمون فکر می کردیم تو این هوا کی دیگه می یاد بندر اما وقتی اون همه مسافر را دیدیم تقریبا نزدیک بود شاخ در بیاوریم .این مسافرت هم در نوع خود جالب و خاطره انگیز بود.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سفر به قشم به جای مشهد
